تبليغاتX
عشق مثل بارون بهار همیشه بی خبر میاد !

سلام به تمامي دوستام گلم  توي اين چند وقتی كه به

 وبم سر نزده بودم ببخشيد كه نميتونم به شما

عزيزان سر بزنم چند وقتي كه كلاسهاي برنامه

نويسي وب ثبت نام كردم را در حال

 

آموختنم سر خيلي شلوع كه وقتي براي سر زدن به

 وب ندارم. باشه كه انشاالله جبران كنم

دوستون دارم باي

 

 

 

+ نوشته شده توسط کریم سیستم در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 5:55 بعد از ظهر |

اونيست تا ببيند در خود شكسته ام من
دوراز توبا دل خود تنها نشسته ام من
اونيتس تا به قلبم مرهم گذارد امشب
با بغض سينه سوزي عمري است خسته ام من
او نيست تا به پايش بذر وفا بريزم
تا بشكند و جودش عهدي كه بسته ام من
او نيست تا ببيند بال و پر دلم را
با اين پر شكسته اهوي جسته ام من

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 12:42 بعد از ظهر |

اي چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن
اي كه حرفاي قشنگت منو اشتي داده با من منو گنجيشكاي خونه ديدنت عادتمونه به هواي ديدن تو  پر مي

گيرم از تو لونه هميشه اسم ت بوده اول و اخر حرفامبس كه اسم تو رو خودندم بوي تو داره نفس هام
عطر حرفاي قشنگت قد يه صحرا شقايقه تو همون شرمي كه از اون سرخ گونه هاي عاشق
شعر من رنگ چشاته رنگ پاك بي ريايي بهترين رنگي كه ديدم رنگ زرد كهربايي
منو گنجيشكاي خونه ديدنت عادتمونه به هواي دين تو پر مي گيريم از تو لونه

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:3 بعد از ظهر |


توي يك ديوار سنگي دوتا پنچره اسيرند
دو تا خسته دو تا تنها
 يكيشون من يكيشون تو
ديوار از سنگ سياه سنگ سر سخت خارا زده قفل  بي صدايي به لباي خسته ي ما
نمي توينم كه  بجنبيم زير سنگيني ديوار همه ي عشق من و تو غصه هست غصه ي بيدار
اه
هميشه فاتصله بوده و بين دستاي من و تو با همين تلخي گذشته شب  و روزاي من و تو راه دوري بين ما

نيست اما بازيدن زياده تنها پيونده من و تو دست مهربون باد ما بلدي اسير بموينم زنده هستيم تا اسيریم 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:52 قبل از ظهر |

karim-z
وخداوند چند چیز را آفرید
روز اول آفتاب را
روز دوم دریا را
رز سوم صدا را
روزچهارم رنگها را
روزپنجم حیوانات را
روز ششم انسان را
وسپس خداوند اندیشید که دیگر چه چیزی را نیافریده است
پس تو را برای من آفرید.

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 10:30 بعد از ظهر |

با سلام به همه دوستان گلم امیدوارم

 که حالتون خوب باشه

این وبلاگ جدیدمه از شما دوستان دعوت

میکنم بیام پیش ما

و نظر یادتون نره

دوستتون دارم

 

بدو بیا 

+ نوشته شده توسط کریم سیستم در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:4 قبل از ظهر |

دیدی ای دل که غم عشق دگرباره چه کرد

 

چون بشد دلبروبا یار وفادار چه کرد

 

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

 

آه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد

 

اشک من رنگ شفق یافت زبی مهری یار

 

طالع بی شفقت بین که دراین کار چه کرد

 

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

 

ده که با خرمن مجنون دلفکار چه کرد

 

ساقیا جام میم ده که نگارنده ی غیب

 

نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد

 

آنکه پرنقش زد این دایره ی مینایی

 

کس ندانست که درگردش پرگار چه کرد

 

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زدو سوخت

 

یاردیرینه ببینید که با یار چه کرد

 

+ نوشته شده توسط کریم سیستم در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 0:0 قبل از ظهر |

هرگز عشق را گدایی نکن      

 چون چیز با ارزش را به گدا نمیدهند

===================================

میگن خدا ابرو به گریه در میاره

تا گل بخنده

پس هر وقت بارون اومد یادت نره

+ نوشته شده توسط کریم سیستم در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 2:1 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM